جک و مسیج جدید باحال اس ام اس جدید توپ و خفن قشنگ
جک و مسیج جدید باحال اس ام اس جدید توپ و خفن قشنگ
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠
 ،،،،،،

توماس ادیسون در بیانیه ای یاد آوری کرد:
من فقط برق رو اختراع کردم. جان مادرتون واسه قبضش به من فحش ندین..!

.....

خواهر دوستم سوم دبستانه. داشتم بهش دیکته میگفتم.
بهش میگم شوهر چندتا حرف داره؟
میگه: اگه پیداشه حرف نداره.
من::|
دوستم::-o

خواهرش::d

_---_-----_----_---

 

سلام! اینجا دانشگاه اس .... تازه از سر جلسه امتحان بلند شدم و دنبال عمه طراح سوالا میگردم :|:|!

_---_-@@@_--

دو تا تنبل دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه میکشیده اون یکی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا کن 

_---_-@@@_--

یارو میره حرم داد می‌ زنه : آقایون شلوغ نکنید! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

_---_-@@@_--

لره روزقیامت داشته بشکن میزده بهش میگن چرا خوشحالی میگه پرونده ام گمشده !

_---_-@@@_--

 دیروز به گوشیت زنگ زدم گفت: مشترک مورد نظر ، آدم نمی باشد … ! قطع کن لطفا !

_---_-@@@_--

 

 

دارم تو خونه رو ترد میل میدوام بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی ؟؟ پَـــ نَ پَـــ کلاسم دیر شده عجله دارم !

_---_-@@@_--

 

مادر دانش آموزِ اومده مدرسه….معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین میگه تو خونه؟….پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی (اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !)

_---_-@@@_--

بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش. فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟ پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!

_---_-@@@_--

رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر... میگه شمام دستشویی داری؟ پَ نه پَ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!
_---_-@@@_--
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ! پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام ... میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟ پَ نه پَ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست 
از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم! 

معنی چراغ زرد در دنیا :
از سرعت خود بکاهید و آماده ی توقف شوید.....

معنی چراغ زرد در ایران :
بدو گاز بده تا قرمز نشده رد بشیم.


!!!!!!!!!!!!@@@@@@@!!!!!!!!!!!!!!!


یارو اومده خونه رو ببینه
واسه خرید.

تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!

پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

 

از شب پرسیدم واسه کسی که دوسش دارم چی بنویسم گفت: بگیر بخواب تو هم حال داری! 

!!!!!!!!!!!!@@@@@@@!!!!!!!!!!!!!!!

فرم درخواست رسمی جهت ورود به ایمل شخصی بعد از ملی شدن اینترنت]


بسمه تعالی

اینجانب ......... فرزند
......... متولد ......... به‌شماره ملی .........

ش.ش ......... ت.ت ......... خواهان ورود به پست الکترونیک .........

با رمز ....... جهت انجام ......می‌باشم. مستدعی است

اقدامات لازم را مبذول فرمایید
 
 

خوش باشین ماچ
نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟
یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمکدون! منظورم ای
نه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه!
^^^××××^^^^ 

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
 

کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
 

 

تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
پـَـ نه پ َــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!
 

زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه ‌است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش!
 

دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟
پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!
 
 

شمع های ماشینم سوخته، رفتم تعمیرگاه...
می پرسه عوضشون کنم؟ پـَـ نه پَــ، فوتشون کن تا صد سال زنده باشی!
 

زنگ زدیم 110 می گم آقا این جا دزد اومده، ما گرفتیمش لطفاً کسی رو بفرستید. می پرسه می خواهید ازش شکایت کنید؟
پـَـ نه پَــ، زنگ زدیم بگیم وسیله همراش نیست شما تا یه جایی برسونیدش، تو خیابون نمونه این موقع شب!
 
 
 
به مامانم می گم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام، هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان... می گه: یعنی زن می خوای پدرسوخته؟
می گم پـَـ نه پَــ، یه داداش توپول موپول می خواستم روم نمی شه به بابا بگم.
 

رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان. مسئول اونجا می گه: اومدی عیادت؟
پـَـ نه پَــ، اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم!
 

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم... آمپولا رو دادم به پرستاره... می گه آمپول بزنم؟
پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
××××
 
پارتی بودیم … ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن …
رفیقم میگه
دارن میرقصن!؟
پَـــ نَ پَــــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست
تکون میدن تا نجاتشون بده
####
آقاهه ۹۸ سالشه ، می گه : وصیت ناممو بنویسم ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بشین یه چشم 
انداز ۲۰ ساله ی جامع بنویس برا آیندت ، قدر جوونیتم بدون
$$$$$
منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر از من راه میرفت 
یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید برگشت گفت دو قلویید
گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است

نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس. راننده می گه: می خوای سوار شی؟
میگم پـَـ نه پَــ، اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم!
نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠

مربی مهد کودک : کسری جان شمردن بلدی ؟
کسری : آره! داییم یادم داده!
مربیه : آفرین به تو پسر خوشگل و داییت!خوب حالا بگو ببینم، بعد پنج چیه؟
... ... ...
کسری : شیش!
مربیه : آفرین عزیزم، حالا بگو بعد هفت چیه؟
کسری : هشت!
مربیه : آاافرین!
حالا بگو بعد ده چیه؟
کسری : سرباز !!!
 
 
: عزیزم دیشب خواب دیدم برای تولدم یه انگشتر الماس بهم هدیه دادی فکر میکنی
تعبیرش چیه؟!
مرد: عزیزم تا دوشنبه صبر کن معلوم میشه!
... روز دوشنبه مرد پاکتی به زن میده، زن وقتی با شوق پاکت رو باز میکنه.
داخل پاکت، کتاب تعبیر خواب بود
 
 
غضنفر یه دوقولو میبینه بعد میزنه زیر خنده
میگن چرا میخندی..؟
میگه تابلوئه فوتوشاپه !
 
 
 
 
من هروقت حس درس خوندن بهم دست میده،5 دقیقه دراز می کشم برطرف میشه
 
 
 
از اول ابتدایی تا آخرین روز دبیرستان ، همه معلمها و ناظم ها:
" کلاس شما بدترین کلاسیه که تا حالا داشتم
 

 
یادش بخیر قدیما با هزار تومن میرفتم مغازهٔ با ۲تا نوشابه، ۳بسته چیپس، ۵تا بستنی، ۴تا شکلات میومدم بیرون.
اما الان دیگه نمی‌شه همه جا دوربین هست
 
 
یارو کف دستش میخاره میگه پول داره واسم میرسه!گوشش میخاره میگه دارن پشت سرم حرف میزنن!کفه پاش میخاره میگه پول داره میره!
کثیفی بابا جون،کثیفی
برو حموم!
 
 
میشه دیگه به احمد جنتی بی احترامی نکنید
من یه آدم میهن دوستم و از اینکه با آثار باستانی کشورم شوخی شه بدم میاد !!!!
 
 
طرف ، پیاز سرخ میکنه بوی ماهی بره؛ بعد اسفند دود میکنه بوی پیاز بره؛ بعد پنجره باز میزاره بوی اسفند بره ! تازه کلی هم خوشحاله از این ابتکارش !
 
 
حاصل ازدواج جمیله و ادیسون میدونی چی میشه !؟
!(رقص نور)
 
 
یادش به خیر،سوم دبیرستان که بودم یه دوستی داشتم هفته ی اول مهر هر معلم جدیدی که میومد تو کلاس از ته کلاس داد می زد:خانوم چندبرگ؟؟؟ هنوز نه سلامی نه علیکی........!
 
 
نظرتان در مورد این جمله چیست؟
(مهرم حلال ، جونم آزاد)
الف) زیبا ترین جمله دنیاست
ب) با معنا ترین جمله دنیاست
ج) خوشحال‌کننده‌ترین جمله دنیاست
د) تخیلی‌ترین جمله عصر کنونی است
 
 
یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت کجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم که بیام بوست کنم
 
 
یارو میره رستوران سوپ بخوره
سفارش میده ولی خیلی طول میکشه ،
میبینه یکی اونور نشسته ، یه کاسه سوپ جولوشه و داره سیگار میکشه .
میگه : جناب من عجله دارم ، سوپ شمارو بخورم، سوپ من که اومد مال شما
... سوپ رو که تا آخرش میخوره میبینه یه مارمولک خشکی تهش چسبیده !
... ... ... هر چی خورده بود بالا میاره تو کاسه !
اون سیگاریه میگه :
تو هم دیدیش ... !
 
 
 
انواع عقیده در تولید :
امریکایی : هم خوب کار کنه هم با دوام باشه
انگلیسی : جنسش خوب باشی و مشتری راضی باشه
ایرانی : تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد که خرید مهم نیست
چینی : فقط ایرانی بخره ... !!!!
 
 
چهار ساعتم موبایلت همرات باشه زنگ نمیخوره... کافیه بری تو توالت ...
آی زنگ میخوره !
آی زنگ میخوره !
آی اس ام اس میاد !
آی میاد !
... همه هم کار واجب دارن بی شرفا !
تاحالا کجا بودین ... !!!!
 
 
 
روش های رفتن به خارج
1_ با ماشین
2_ با اتوبوس
3_ با هواپیما
4_ با قاچاق
5_ با فتوشاپ...
 
 
سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:
1. خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
2. خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی
3. خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده
 
 
 
" طریقه کسب درآمد از فیسبوک "
برید تو قسمتAccount
بعدش برید تویAccount setting
بعد برید پایینِ پایین این گزینه رو انتخاب کنید
deactivate
 
اکانت خود را غیر فعال کنید و برید سر کار و زندگیتون و
کسب در آمد کنید ...
 
 
 
چهار چیز که حوّا نمی توونست به آدم بگه: 1- آدمت می کنم! 2- از شوهرای دیگه یاد بگیر! 3- قبل از تو صد تا خواستگار داشتم ! 4- می رم خونه مامانم!
 
 
 
 
بخشی از وصیت نامه تکان دهنده مرحوم بروسلی به همسرش!
 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 李小龍 遗嘱 曾头市晁盖中了毒箭,神医安道全也回天无力,终于命丧黄泉。弥留之际,原本“已自言语不得”的晁盖忽然醒了过来,“转头看着宋江”,谆谆嘱咐道:“贤弟保重。若哪个捉得射死我的,便教他做梁山泊主!”这便是晁盖的“临终嘱咐”,也是晁盖的惟一遗言。 晁盖这遗言好没道理。 晁盖这“梁山泊主”是怎么当上的?不是世袭的,不是选举的,也不是指定的,而是林冲火并了王伦,众人拥戴的。说白了,他这“第一把交椅”,是林冲从王伦手里夺了来推让给他的。他现在坐不了啦,理应还给林冲
 
 
 
فقط یه ایرانی میتونه
شامپو رو تو یه هفته تموم کنه
و تهش رو با آب قاطی‌ کنه
و یک ماه بیشتر استفاده کنه ... !!!!
 
 
ﺍﮔﺮﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ
ﺳﯿﮕﺎﺭﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ"ﻣﺴﻮﺍﮎ"ﺿﺮﺭ
ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ... !!!
همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم...
 
 
اعصاب چیست؟
چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو حتما داشته باشی.
توقع چیست؟
چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی .... !!!!
 
 
اولین سوال دخترا در شروع ترم:
استاد منابع امتحانی چیا هست؟
پسرا از استاد در شروع ترم:
استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟
 
 
ما ایرانی ها اولین کسانی هستیم که کشف کردیم باطری قلمی با ضربه شارژ میشه
مثال:زمانی که باتری کنترل دستگاهی ضعیف میشه و کار نمیکنه تق و تق میزنیم روش تا مجبور بشه کار کنه!!!
 
 
هیچ لذتی بالاتر از این نیس که یه تیکه از سرعت گیر کنده شده باشه و آدم بتونه 2 تا چرخش ماشینشو از اونجا رد کنه..هست خدایی؟! خدایا این لذتارو از ما نگیر..
 
 
تو پارک ملت باباهه به گوزنه غذا میداد ،بزه از اون دور دویده اومده غذا بخوره پسره از باباش میپرسه : بابا این چیه؟ باباهه میگه : بابا جون بچشه . . .!!!
 
 
تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو ... !!!!
 
 
داشتیم با مامانم تو پاساژ راه میرفتیم یهو مامانم هلم داد داشتم با مخ میخوردم زمین!!!! میگم چرا اینجوری می کنی؟؟؟؟ میگه قوز نکن!!!!
 
 
یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی...همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی کردی
 
 
گرگه در خونه بزبزقندی رو میزنه؟
شنگول میگه: کیه؟
گرگه میگه : منم آقا گرگه
شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن
 
 
 
به مامانم میگم میخوام برم بیمارستان ملاقات خاله..
میگه :تیریپِ فامیل دوستی ور ندار ، پرستار خوشگله امروز شیفتش نیست!

نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠
ستاد مبازه با فتنه پ نه پ 
 
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم
)ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح(
  
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم
  
رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم,مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت
  
رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی
گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی
گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی
گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو یاد من میدادی
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ و درد زهـــر مــاری
 
 
رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه
)گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها(
 
 
میخوام مسواک بزنم  
مامانم می پرسه میخوای مسواک بزنی؟؟
میگم بله مامان جون..
میگه خمیر دندونم روش میزنی؟؟
میگم بله مامان جان..
میگه خاک تو سرت این همه موقعیت پ ن پ درست کردم واست استفاده نکردی
منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون
 
 
بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم...اگه شما صلاح بدونین
)ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد احترام به بزرگتر)
 
 
 
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ گفتم بله اومدیم خون بدیم. شما هم بفرمایید بساط لودگی تون رو جای دیگه پهن کنید. یارو همون جا به گریه افتاد و ابراز پشیمونی کرد.
]ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد نهی از منکر[
 
 
تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟میگم نون باشه بقیش مهم نیس
 
 
از اتاقم اومدم بیرون ،در دستشویی رو باز کردم .مامانم میگه داری میری دستشویی؟میگم نرم؟؟؟
 
 
به مامانم میگم پول بده!!!میگه اونایی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟؟نکنه همشو خرج کردی؟؟؟ تا اومدم بگم  پـَـ ....زد تو دهنم,نذاشت حرف بزن
من فقط میخواستم بگم پـَـَـس اندازشون کردم
 
 
ماه رمضونی 6 صبح رفتم تهران، 9 شب برگشتم خونه خسته و کوفته میپرسم مامان شام چی داریم؟
میگه گشنته ؟ چند ثانیه سکوت میکنم، چشامو میبندم و یه نفس عمیق میکشم . آروم و با طمانینه میگم : بله گشنمه
]ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد کظم غیظ [
 
 
نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟ بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم
(واحد نفوذی پ نه پ)
 
 
رفتم سوپری گفتم یک نوشابه زرد بدید
فروشنده گفت: منظورتون نوشابه پرتقالی که نارنجی رنگه؟
گفتم: بله، منظورم همون بود. ببخشید
)ستاد مبارزه با فتنه پـ نـ پـ واحد فرهنگ‌سازی به جای حاضر جوابی(
 
 
رفتم دستتشویی هی دارم در میزنم! میگه هاااان، دستشویی داری؟ پـَـــ نــه پـَـــ خواستم بگم آخریم مهلت ثبت نام جشنواره حساب های قرض الحسنه بانک صادراته، جا نمونی! طرف اومد بیرون گفت خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین (کمیته مبارزه با فتنه پـَـــ نــه پـَـــ , ستاد سیار مستقر در توالت عمومی)
 
 
تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل
(ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان
_---____----___----_----___-_-_-__-_-__--_--_--_--__-
داستان کوتاه فانی
·        زن: خبر خوب! من حامله هستم، تو بالاخره پدر شدی...
 
·        مرد: چمدانت را ببند، همین حالا و برای همیشه از اینجا برو!...
 
·        زن: چرا؟!...
 
·        مرد: من دو سال قبل بدون این که به کسی بگویم، عمل وازکتومی انجام دادم...
 
·        زن (با گریه و جیغ): اگر به من توجه می‌کردی، این اتفاق هرگز رخ نمی‌داد، من تمام این مدت با پسرخاله‌ام بودم چون تو همیشه منشی‌های شرکت را بیش‌تر از همسرت دوست داشتی، بزرگ‌ترین دروغت هم این بود که بهم گفتی عاشقم هستی...
 
·        مرد: نه! بزرگ‌ترین دروغم این بود که عمل وازکتومی داشته‌ام
 __--______-----_____-----_-__-__-_--_--___-_______----___--
روزی روزگاری یک زن قصد می‌کنه تا یک سفر دو هفته‌ای به ایتالیا داشته باشه... شوهرش اون رو به فرودگاه می‌رسونه و واسش آرزو می‌کنه که سفر خوبی داشته باشه... زن جواب می‌ده: "ممنون عزیزم، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟"... مرد می‌خنده و می‌گه: "یه دختر ایتالیایی!"... زن هیچی نمی‌گه و سوار هواپیما می‌شه و می‌ره... دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمی‌گرده، مرد توی فرودگاه می‌ره استقبالش و بهش می‌گه: "خب عزیزم مسافرت خوب بود؟"... زن: "ممنون، عالی بود!"... مرد می‌پرسه: "خب سوغاتی من چی شد پس؟"... زن: "کدوم سوغاتی؟"... مرد: "همونی که ازت خواسته بودم... دختر ایتالیایی!"... زن جواب می‌ده: "آهان! اون رو می‌گی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می‌آمد انجام دادم! حالا باید 9 ماه صبر کنیم تا ببینیم پسر می‌شه یا دختر!"

 
• نتیجه گیری اخلاقی داستان: هیچ وقت سعی نکن که یک زن رو تحریک کنی! اون‌ها به طرز وحشتناکی باهوش هستن!
 __--______-----_____-----_-__-__-_--_--___-_______----___--
اینو ببینید
خیلی با مزه است
شبیه سازی راه رفتن زن و مرد


http://biomotionlab.ca/Demos/BMLwalker.html
 __--______-----_____-----_-__-__-_--_--___-_______----___--
سخنان عبرت آموز
برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی است.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی. پرهایش را بزن ... خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره‌ها پرت کند .
 
------------------------------
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، دری دیگر باز می‌شود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم می‌دوزیم که درهای باز را نمی‌بینیم.
«هلن کلر»
----------------------------------
همیشه بهترین راه را برای پیمودن می‌بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم.
«پائولو کوئلیو»
----------------------------------
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را
غافلگیر کند، درست مانند آغاز.
-------------------------------
هیچ‌کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد؛ و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.
--------------------------
بمانیم تا کاری کنیم، نه این که کاری کنیم تا بمانیم.
«دکتر شریعتی»
------------------------------
---------------------------------
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به‌زودی موفق می‌شود، ولی او می‌خواهد خوشبخت‌تر از دیگران باشد و این مشکل است. زیرا او دیگران را خوشبخت‌تر از آنچه هستند تصور می کند.
 
-------------------------------
 
تاریخ یک ماشین خودکار و بی‌راننده نیست و به‌تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ
همان خواهد شد که ما می‌خواهیم.
«ژان پل سارتر»
------------------------
بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن‌ها تعریف کردید خجل شوند، و اگر بد گفتید، سکوت کنند.
«جبران خلیل‌جبران»
---------------------------------
مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست، هزینه است!!!!
-----------------------------
در زندگی از تصور مصیبت‌های بی‌شماری رنج بردم که هرگز اتفاق نیفتادند.
-------------------------
ساده‌ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کارجهان این است که کسی
باشی که دیگران می‌خواهند
 __--______-----_____-----_-__-__-_--_--___-_______----___--
شاعرانه
 
خواب هایِ خوب و بــد زیــاد می بیـنم
 
و هَر شـب
 
تـو نـزدیک هَمــان خـوابِ خوبــم هستی
 
فــکر می کنـم
 
تــا خوشبـختیم
 
یـک غَلـت دیــگر مانده
 
و ایـن غَلتــــهای لعـنتی مـن را
 
از خواب بیدار میکنـند هَـر شب
....
نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠
- شش سال اوّل زندگی:
• گریه نکن• شیطونی نکن• دست تو دماغت نکن• تو شلوارت پی‌پی نکن• مامانت رو اذیّت نکن• روی دیوار نقاشی نکن• انگشتت رو تو پریز برق نکن• دمپایی بابا رو پات نکن• به خورشید نگاه نکن• شبها تو جات جیش نکن• تو کمد مامان فضولی نکن• با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن• زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن
 
2- دوره دبستان:• موقع رفتن به مدرسه دیر نکن• پات رو تو جامیزی نکن• ورقهای دفترت رو پاره نکن• مدادت رو تو دهنت نکن• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن• تخته پاک‌کن رو خیس نکن• حیاط مدرسه رو کثیف نکن• با دخترهای شمسی خانوم آمپول بازی نکن• دست تو کیف بغل دستیت نکن• تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن• گچ رو پرت نکن• تو راهرو سرو صدا نکن• تو کلاس پچ‌پچ نکن• ATARI بازی نکن
 
3- دوره راهنمایی:
• ترقّه بازی نکن
 • SEGA بازی نکن
• جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جیبت نکن
• با مامانت کل‌کل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن
• عکس لختی تماشا نکن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن
 
4- دوره دبیرستان:
• با کامپیوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دیر نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خیابون دنبال دخترها نکن
• مردم‌آزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن
• فیلم سوپر نگاه نکن
• وقتت رو با مجله تلف نکن
• چشم‌چرونی نکن
 
5- دوره دانشگاه:
• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ?? ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غیبت نکن
• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خیابون‌ها رو متر نکن
• تو سیاست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دیر نکن
• با مأمور پلیس کل‌کل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبایلت رو Reject نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستین کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن
 
6- دوره سربازی:
• موهات رو بلند نکن
• روت رو زیاد نکن
• از اوامر سرپیچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غیبت نکن
• به آینده فکر نکن
• درگیری ایجاد نکن
• به فرمانده بی‌احترامی نکن
• غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن
• با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن
 
7- دوره شوهر بودن:
• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن
• به زنت خیانت نکن
• با دوستانت الواتی نکن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
• به زنهای دیگه نگاه نکن
• موبایلت رو قایم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن
• ریسک نکن
• بدون اجازه زنت هیچ کاری نکن
 
8- دوره پدر بودن:
• بچّه رو تنبیه نکن
• به بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن
• به بچّه توهین نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّه دختر شمسی خانوم تشویق نکن
• با بچّه کل‌کل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
 
9- دوره پیری:
• برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن
• نوه‌هات رو لوس نکن
• با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن
• با زنت بی‌وفایی نکن
• از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضایتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
• تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسیدی، نصیحت نکن
• به آینده فکر نکن
 
10- دوره پس از مرگ !
• حالا دیگه دوره نکن تموم شد! حالا هر غلطی دلت می‌خواد بکن....
• ..... فقط خواهشا'' با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن !!!
نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠
از زشت رویی پرسیدند :

آنروزکه جمال پخش می کردند کجا بودی؟  گفت : در صف کمال .

اگر کسی به تو لبخند نمی زند علت را در لبان بسته خود جستجو کن . مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفش شان نیست . با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن و با نمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن . هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نر قصید
مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد .
شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار
وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش
یادت باشه که : در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود می خندی
آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است
کشتن گنجشک ها ، کرکس ها را ادب نمی کند . از دشمن خود یک بار بترس و از دوست خود هزار بار . فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد
 

نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠

شنیدم در زمان خسرو پرویز
گرفتند آدمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی
و بعض گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش
قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی
به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش
بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار
بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش اعتراف زور زوری ست
سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

گذشت و روزی آمد نامه از مرد
گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با خودکار آبی
نوشته شوی با خط کتابی

عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟
بگو بی بنده احوالت چطور است؟

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو

ملالی نیست غیر از دوری تو

من این جا راحتم، کیفور کیفور

بساط عیش و عشرت جور وا جور

در این جا سینما و باشگاه است

غذا، آجیل، میوه رو به راه است

کتک با چوب یا شلاق و باطوم

تماما شایعاتی هست موهوم

هر آن کس گوید این جا چوب دار است

بدان این هم دروغی شاخدار است

در این جا استرس جایی ندارد

درفش و داغ معنایی ندارد

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟

کجا سلول های انفرادی ست؟

همه این جا رفیق و دوست هستیم

چو گردو داخل یک پوست هستیم

در این جا بازجو اصلن نداریم

شکنجه یا کتک عمرن نداریم

به جای آن اتاق فکر داریم

روش های بدیع و بکر داریم

عزیزم، حال من خوب است این جا

گذشت عمر، مطلوب است این جا

کسی را هیچ کاری با کسی نیست

نشانی از غم و دلواپسی نیست

همه چیزش تمامن بیست این جا

فقط خود کار قرمز نیست این جا

نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠

 

 

 

 

نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠

نقاشی کودکانه

 
 
نقاشی دختر بچه ای در پاسخ به سوال معلم که: وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره بشوی
hamtaraneh.com
و معلم مادر بچه را خواست !!!مادر این دختربچه روز بعد، در نامه ای به معلم دخترش توضیح داد که : دخترم  من را در حال کار کشیده است ولی من در کلوب استریپ تیز کار نمیکنم بلکه در فروشگاه وسایل ساختمانی فروشنده هستم و در آن روز برفی، برای دخترم تعریف کرده بودم که چقدر بخاطر فروش پارو، از مردم پول گرفته بودم

 

نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠


آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟

از کودکی شروع میکنیم :

 

در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟


روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند

هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود



هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند

روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :

پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟


در
۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و
۲ سال از زندگیشان هدر نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .


در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند


در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا
۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره
۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.


در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!


در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند
 فدای سرم.


هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و
. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند


هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و
را از سر قبر پدرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد


هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:
پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.


کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ
 موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند


نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠

اندر احوالات دانشگاه رفتن پسران



                                                          
ترم اول (ترم جو گیریدگی):


الو سلام مامانی. منم هوشنگ.

وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.

وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن -

و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه...

راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.

دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!

لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!

 پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

 

ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

 

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.

می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.

می خواهمت با تمام وجود عزیزم.

همه پول و سرمایه من متعلق به توست.

بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...

امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...

 

ترم سوم (ترم افسردگی):

 

الو مامان سلام.

مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!

مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه.

ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.

مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

 
ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

 

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟

منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟

دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم...

مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بت زنگ میزنم.......

الو به به سلام چطوری ندا جون؟

آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم...

پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟

به خدا منم دلم یه ذره شده واست.

باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

 

ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

 

الو سلام استاد!

قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بم بده.

به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.

مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.

منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....

قول میدم جبران کنم....

 

ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

 

الو مامان من خونه می خوام!

راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.

دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

 

 

ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):


 

خودتون دیگه میفهمین

 

ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):

 

الو سلام خانم.

واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.

فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠

فروش اکانت وی پی ان با سرعت عالی همراه با تست

برای کسب نمایندگی در یاهو مسنجر در تماس باشید foroshevpn@yahoo.com

 

به یارو میکن شغلت چیه ؟

گفت والا تا دیروز شر خر بودم

اما از اول امسال جهادگر اقتصادی !!!

 

 به معلمه سر کلاس میگه من اول شعر رو میگم شما بقیش بگید معلمه میگه : همگی با هم همت کنیم بچه ها میگن: چوب تو کو... عمت کنیم

 

 

در غضنفرآباد حکومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه که تو اینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکیو تو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: ایلده قربان این یک آدرسی پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد

 

 

به غضنفر میگن اگه آب نبود چی میشد؟ میگه ما شنا یاد نمیگرفتیم و در نتیجه غرق میشدیم

 

 

از غضنفر میپرسن تا حالا تو صف کسیرو هل دادی ؟ غضنفر میگه نه ولی یه بار تو صف هل شدم دادم

 

تو مترو خانومه به ترکه سلام میکنه
ترکه میگه ببخشید خانوم بجا نمیارم
زنه میگه شما پدر یکی از بچه های من هستید
ترکه با خجالت میگه ببخشید شما همونی نیستین که با رفیقم دو نفری کردیم ؟
زنه سرخ میشه میگه نخیر
من دبیر ریاضی دخترتون هستم
 

به غضنفر میگن کسوف شده فهمیدی غضنفر میگه عجب جای خوبی اووف شده

 

یه روز ترکه میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود میخواد ترکه رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی عسلی و ... داریم . از کدوم یکی بدم . ترکه میگه :والاه منکه از اینجور چیزا سر در نمیارم ولی فکر کن . طرف خواهر مادر خودته یچیز خوب بده .

 

 

رشتیه زن می‌گیره. بهش میگن راجبش تحقیق کردی؟ میگه آره هرکی کرده راضیه

 

ترکه میره خواستگاری، دختره سبیل داشته، بهش میگه: چرا سبیل داری؟ دختره میزنه زیر گریه، ترکه میخواد دلداری بده میگه: مرد که گریه نمی‌کنه!!!

 

 

دو نفر رفته بودن شکار، اولی از دور یک شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاکی میشه، میدوه طرفشون که سرویسش کنه. اولی جنگی میره بالای درخت، میبینه رفیقش همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میکنه. یارو یک نگاهی بهش میکنه، میگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟!

 

یک گاو نر دنبال یک گاو ماده می افته گاو ماده هی فرار می کرده دست آخر به یک کوچه می رسه که بن بست بوده برمی گرده و با حالت درماندگی می گوید آخه چی از جون من می خوایی گاو نر می گه مااااااااااااااااااااااچ

 

 

از لره می‌پرسن: 12
فروردین چه روزیه؟
میگه: روزیه که میریم
برای 13 به در جا می‌گیریم

 


 

مهندس کیست؟
موجودی است که در بیابانها و نقاط محروم زندگی میکند و به ندرت برای غذا خوردن و جفتگیری به خانه می آید.
گونه کوهی آن نقشه بردار و
دسته اهلی آن در دفتر فنی مشاهده شده و
نوع وحشی و درنده آن پیمانکار می باشد!
...مهندس کامپیوتر موجودی است که جهت تعویض رایگان ویندوز در فامیل دست به دست چرخیده و فی السبیل الله عمل مینماید

 

یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.
آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و
۴ تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.
وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.
بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میپرسه: ” اون گربه کره خر خونس؟”
زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم

 

 

رشتیه میگه به ۴ دلیل عاشق زنم شدم . . .
۱- با چهار تا مرد دیدمش گفت دوستامن .. فهمیدم صداقت داره
۲- دفعه بعد باچنتا مرد دیگه دیدمش سرشو انداخت پایین . . فهمیدم که نجابت داره . . .
۳- رفتم در خونش دیدم صف کشیدن . . گفت برو ته صف . . . فهمیدم که عدالت داره . .
۴- رفتم در خونه مادرش دیدم یک صف هم اونجاست . . .فهمیدم اصالت داره

 

غضنفر داشته پیاده راه می رفته بهش میگن آقا کجا میری؟میگه دارم میرم کارواش .میگن خوب چرا پیاده ؟ میگه دو قدم راه که دیگه ماشین نمی خواد

 

غضنفر 2000 تومنی پیدا می کنه میگه ما از این شانسا نداریم پارش میکنه

 

 


یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میکنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوکباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میکنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!

 

 

پسره: من تا 25 سالم نشه ازدواج نمیکنم.
دختره: منم تا ازدواج نکنم 25 سالم نمیشه.

 

 

شعر نو لری : تو بیدی رفته بیدی پشت بیدی ریده بیدی گفته بیدی مو نبیدم؟ها تو بیدی ها تو بیدی

 

 

الاغه میره جنگل داد می زنه : من شیر می خورم ، پلنگ می خورم ، ببر می خورم . یهو شیره یه نعره می کشه . الاغه میگه البته خیلی وقتها هم گ... زیادی می خورم

 

 

خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!! مملکته داریم؟

 

دختره میره تعلیم رانندگی ... ازش میپرسند چطور بود ؟ میگه : بد نبود ! اما معلمش خیلی مذهبی بود. میگن : واسه چی؟ میگه :

والا من هر کاری میکردم هر جایی میپیچیدم میگفت : یا اباالفضل ...یا حضرت عباس...یا امام حسین

 

 

یه روز یه ترکه داشته دنده عقب با ماشین از کوه میرفته بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد میگن الان چرا دنده عقب می یای میگه اخه بالای کوه جا بود تونستم دور بزنم

 

 

ترکه و رشتیه میرن جهنم . رشیته می پرسه چه جوری مردی؟ ترکه میگه از سرما تو چی ؟ میگه من از تعجب ! رفتم خونه دیدم زنم خوابیده همه جا رو گشتم ، توی اتاق ، زیر تخت ، توی انباری ، توی کمد ، خلاصه دیدم هیچ کس نیست از تعجب سکته کردم ترکه گفت : خاک بر سرت اگه توی فریزر رو می گشتی نه من می مردم نه تو !

 

شباهت زن و تقویم چیه: دوتاشون وقتی قرمزن تعطیلن!

شباهت زن حامله و نون سوخته چیه : هردوتا دیر کشیدن بیرون

 

 


به یک ترکه دوتا انگشت نشون میدن، میگن: این چند تاست؟
میگه: کدوم یکی!

 

غضنغر رو می برن دادگاه بهش میگن چرا زنت رو کشتی، اونم شب دوم عروسیت؟
میگه آخه باکره نبود.. میگن خوب همون شب اول می کشتیش، میگه آخه اون شب
بود..!!

 


زن به شوهرش میگه : تو هندوستان یک زن رو به قیمت یک گوسفند فروختند.. به نظر تو این بی انصافی نیست؟؟؟ شوهره میگه : نه اگه زن خوبی باشه می ارزه

 


مرده میره دستشوئی زنونه میگیرنش میگن: مگه کوری نمیبینی زنونست؟ میگه من چکار کنم اینجا نوشته: زنا، نه. اونطرف هم نوشته: مردا، نه

 

از یه زنه میپرسن: ‌نظر شما راجع به شوهرتون چیه؟ میگه: باور کنید این شوهر من مثل موبایل میمونه!‌ میپرسن: آخه چه ربطی داره؟! زنه میگه: صبح تا شب که در دسترس نیست، شبم که آنتن نمیده

 

به ترکه می گن با حسین فهمیده جمله بساز می گه: حسن گو-یده حسین فهمیده

 

 

ترکه میره تهران. ساکشومحکم میگیره تو بغلش میگن چرا ساکتو تو بغلت گرفتی؟ میگه اخه شنیدم دخترای تهرونی بد جور ساک میزنن

 

 

از قزوینیه میپرسن آپاندیس کجاست؟ میگه:وارد کان که شدی اولین بن بست سمت راست

 

 

یه روز بچه تهرونیه با یه دختر قزوینی دوست میشه دختره میگه عزیزم بریم خونه ی ما کسی نیست یارو هم با دل خوش قبول میکنه ... خلاصه میرن خونه ی دختره دختره درو قفل میکنه داد میزنه میگه داداش ممد بیا واست بچه خوشگل اوردم

 

 

لره زنگ میزنه قم میگه آقا لطفا یه امام جمعه برای ما بفرستین میگن:
یکی فرستادیم
لره میگه: اونو کشتیم باهاش امامزاده ساختیم یکی دیگه
بفرستین !!!

 

 

این تصویر خیره کننده پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل آب قرار داده است. او لانه اش را نادانسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی آغاز شده، آب باران خانه و جوجه هایش را تهدید می کند

 

 

همانگونه که در تصویر بالا می بینید پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست
 اما پرنده ماده در مجرای آب خود را قرار داده است و کنار او هم آب زیادی جمع شده است.
 این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو آب را بگیرد.
نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠

فروش اکانت وی پی ان با سرعت عالی

فروش سرویس وی پی ان با سرعت بالا

●● برخی موارد استفاده Germany-IP به اختصار:
تماس رایگان با کشور آمریکا و کانادا از طریق سرویس شرکت Skype
تبادل مالی و سازگار با تمام سایتهای تجارت الکترونیک مانند E-Gold و Paypal و ...
سازگار با تمامی سایتهای ارتباط جمعی مانند Orkut و Gazzag
بدون محدودیت در سرعت، زمان و پهنای باند
تغییر هویت شما از ایرانی به آلمانی (IP Daynamic)
امنیت بالا برای انجام معاملات آنلاین
کد کردن اطلاعات ورودی و خروجی تبادل شده در اینترنت
جلوگیری از شنود و پیگیری اطلاعات محرمانه شما
آپدیت ویندوز ، آنتی ویروس و دانلود نرم افزارهای مختلف
دسترسی به سایتهای اینترنتی ف-ی-ل-ت-ر شده بدون محدودیت
سازگار با تمام ارتباطات و اتصالات اینترنتی
مبارزه با تحریماتی که برای کاربران ایرانی در اینترنت اعمال شده
بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای تلفن

 

توجه

سه عدد وی پی ان یک ماهه 5000 تومان

نصب پنل وی پی ان با سرور 30000 تومان در ماه برای ایجاد فروش وی پی ان جهت فروخت سرویس

برای کسب نمایندگی در یاهو مسنجر در تماس باشیدforoshevpn@yahoo.com :

 PPTP 

وی پی ان یک ماهه 2000 تومان

وی پی ان سه ماهه 5000 تومان

 L2TP

وی پی ان یک ماهه 3000 تومان

وی پی ان سه ماهه 8000 تومان

جهت تماس با واحد فروش و پشتیبانی با این ایدی در تماس باشید foroshevpn@yahoo.com

سرویس تست وی پی ان به مدت 4 دقیقه دانلود نرم افزار اکانت    

,, اس ام اس انگلیسی, اس ام اس انگلیسی تبریک عید, اس ام اس انگلیسی تبریک نوروز, اس ام اس برای تبریک عید نوروز انگلیسی, اس ام اس به زبان انگلیسی و ترجمه فارسی, اس ام اس تبریک عید به زبان انگلیسی, اس ام اس تبریک عید نوروز به زبان انگلیسی و ترجمه فارسی روان, اس ام اس مخصوص تبریک نوروز به زبان انگلیسی, اس ام اس ویژه عید نوروز  باحال برای عید


نویسنده: ما دو نفر >>@M>> - یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠

مقدمه جدید گلستان سعدی

منت خدای را عزوجل که لذت زن را قندو عسل قرار داد. همو که ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزید رحمت. هر لنگه کفشی که بر سر ما می خورد مضر حیات است و چون مکرر فرود آید موجب ممات. پس در هر لنگه کفش دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخی واجب.

 

مرد همان به که به وقت نزاع

 

عذر به درگاه نساء آورد

 

ورنه زنش از اثر لنگه کفش

 

حال دلش خوب به جا آورد

 

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- _-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 

شقیق بن ابراهیم گفت: پنج مسئله از هفتصد عالم پرسیدم همه یک جواب دادند.

 

پرسیدم عاقل کیست؟

گفتند:آنکه دل به دنیا نبندد.

 

پرسیدم زیرک کیست؟

گفتند:آنکه دنیا مغرورش نکند.

 

پرسیدم بی نیاز کیست؟

گفتند:آنکه به داده رضا دهد.

 

پرسیدم فقیر کیست؟

گفتند:آنکه دائم در فکر زیاد کردن است.

 

پرسیدم بخیل کیست؟

گفتند:آنکه حق خدا را ندهد.

 

منبع:کشکول منتظری،ج 2،ص 382.

AmirHj CFA

 

عکس منتخب سال

آدمها همیشه بد نیستند ...ای کاش همیشه

این عکس که در خلال آتش سوزی جنگلی گرفته شده

به عنوان یکی از عکسهای برگزیده سال 2010 انتخاب شده است

جنگلبان در حال دادن آب معدنی به کوالای تشنه ای است که از آتش گریخته است

 

کاریکاتور

iهدفمند کردن یارانه ها

مطالب قدیمی تر »
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket